تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب ابر ثمره ذکر

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

حقیقت ذکر

حقیقت ذکر

حقیقت ذکر آن است که هر چه جز مذکور است در ذکر فراموش کنی و از اینجا ذکر سر خواهد نه ذکر زبان. از بهر آن که نسیان صفت سر است. باید که این ذکر که در مقابله نسیان است هم صفت سر باشد. یعنی در سر به حقیقت ذاکر نباشی تا هر چه جز حق باشد از سر تو فراموش نگردد.

اما آن که ذکر که به زبان باشد به حکم شریعت اتصال دارد نه به حکم حقیقت و آن چه به حکم شریعت اتصال دارد وقتی باشد و وقتی نباشد [چون نماز و روزه که وقتی باشد و وقتی نباشد [ذکر زبان را حکم همین است و بنده به فرو ایستادن از ذکر ملام نگردد.

* * *

صدق با کذب ضدینند و دلیل صحت این آن است که مصطفی صلی الله علیه و آله بسیار وقت بودی از ذکر حق که خفته بدی یا طعام و شراب خوردی یا با خلق سخن گفتی و نشایستی که یک ذره حق را ذاکر نبودی که در آن ساعت که ذاکر نبودی غافل بودی و غافل محجوب باشد.

رتبتی که رتبت او کم ترین رتبت انبیاء است از حق غفلت روا نباشد بر سید انبیاء کی روا باشد؟!

و به حقیقت چون این سخن را باز جویی ذکر زبان نباشد مگر از غفلت قلب. چون دل غایب باشد بر زبان ذکر آرد تا به ذکر غایب او را انس باشد. باز چون به سر ذاکر باشد ذکر سر مشاهدت باشد و مشاهدت نباشد مگر به حضور و حاضر را به ذکر زبان حاجت نیاید آن که او را مشاهدت پدید آید هر دو کون در میان راه نیابد زبان کجا راه یابد؟!

ثمره ذکر

ثمرت ذکر، ثواب است، و ثواب، نصیب بنده است و ثمرت تفکر، جلال و هیبت است، و این نصیب حق است از بنده به این مشغول باشد اجلال حق را و هر چند جلال بر کسی غالب تر گردد او از خویشتن و از صفات خویشتن فانی تر گردد و از آن دیگر اِعراض کند و از دوست، غیر دوست خواستن بی حرمتی باشد.

مقامات

پس اول مقام، مقام ذکر است و این مقام طالبان و غایبان است. باز مقام فکرت است، و این مقام بینندگان است، یاد کنند تا ببینند. چون ببینند فکرت کنند تا چه می بینند، چه و چون نیابند. در نظر جلال و هیبت حق متحیر فرو مانند نه با ایشان ذکر ماند و نه فکر. حال عارفان این باشد، و این را مقام فنا خوانند.

هر که به زبان گوید: الله و در سر او مشاهدات الله نباشد، این کس دروغ زن است، و دلیل این قصه منافقان است که چون بر زبان صدق راندند و به سر مشاهدت صدق نبودند و صفت کذابی یافتند و این از آن معنا است که زبان مخبر و معبر است.

منبع :http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/40641?SearchText=%D8%B0%DA%A9%D8%B1