تبلیغات
اذکار و جملات ناب - مطالب jalal

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

کتاب درمان با ذکر و دعا


دفع ضرر فال بد 
در تحفة الرضویه از بعضى علما منقول است كه جهت دفع ضرر فال بد، این كلمات را بخواند: اعتصمت بك یا رب من شر ما اجد فى نفسى فاعصمنى من ذالك

گفتن این تهلیل پیش از طلوع و پیش از غروب واجب است
 
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: همانا پیش از آفتاب زدن و پیش از غروب آن ، سنت و روشى است واجب و ثابت ، هنگام سپیده دم و هنگام مغرب ده بار مى گوئى : لا اله الا الله وحده لا شریك له له الملك و له الحمد یحیى و یمیت و یمیت و یحیى و هو حى لا یموت بیده الخیر و هو على كل شى ء قدیر و مى گوئى ده بار: اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بك رب ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم پیش از آفتاب زدن و پیش از غروب ، و اگر فراموش كردى آن را قضا مى كنى ، چنان چه نماز را قضا مى كنى هر گاه فراموش كنى . (25)

ثواب كسى كه لا اله الا الله بگوید 
ابوحمزه گوید: شنیدم حضرت باقر علیه السلام مى فرمود: هیچ چیز ثوابش ‍ بزرگتر از این نیست كه انسان گواهى دهد به یگانگى خداوند( لا اله الا الله بگوید) همانا با خداوند عز و جل هیچ چیز برابرى نكند، و احدى با او در كارها شركت نجوید. (26)

ذكر برخواستن از مجلس  
امام پنجم علیه السلام فرمود هر كس خواهد بكیل تمام مزد برد، باید هرگاه مى خواهد از مجلس برخیزد بگوید:
سبحان ربك رب العزة عما یصفون و سلام على المرسلین و الحمد لله رب العالمین . (13)
امام صادق علیه السلام فرمود: البته صاعقه (بلاى ناگهانى ) بمومن و كافر مى رسد ولى به ذاكر نمى رسد. (14)
با این ذكر از هفتاد نوع بلا ایمن شوید 
حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترین آن ها جذام و برص (پیسى ) و دیوانگى است . (15)
با این ذكر از نود و نه بلا ایمن شوید 
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام روایت نموده اند كه فرمودند هر كس كه هرروز سى مرتبه بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدلله رب العالمین ، تبارك الله احسن الخالقین ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرماید كه كمترین آن ها جنون باشد.


تمامی مطالب بالا به علاوه خواص اذکار و دعاها در کتابی جمع اوری شده که می توانید ان ر  ا از این قسمت دانلود کنید .

التماس دعا

ایت الله بهجت چه ذکری را توصیه می کردند ؟؟

ذکری که ایت الله بهجت توصیه می کردند

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد پیرامون ابعاد معنوی و زندگی شخصی آیت الله بهجت اظهار داشت: در میان علمای بزرگ شیعه، شخصیت های فوق العاده ای بوده اند که هم در علوم و هم در معارف زحمات بسیاری کشیده اند که یکی از این شخصیت های برجسته در عصر ما، مرحوم آیت الله بهجت بود. در مورد ویژگی های شخصی و ابعاد معنوی زندگی ایشان گفتنی های بسیاری وجود دارد. 
وی ادامه داد: یکی از ویژگی های بارز در طول حیات ایشان، زهد و ساده زیستی و دنیاگریزی این مرد بزرگوار بود. منزل ایشان بسیار محقر و ساده بود و خوراک و لباس و زندگی و خرج آقا به مراتب از افراد عادی کمتر بود و به عبارتی سبکبال و سبکبار زندگی می کرد، ولی در عین حال خدمتگزاری و کمک رسانی ایشان به فقرا و نیازمندان به طور مستمر انجام می گرفت. 
حجت الاسلام فرحزاد با اشاره به ایام مرجعیت آیت الله بهجت عنوان کرد: در طول سالیانی که مرجعیت بر دوش این بزرگوار بود به هیچ عنوان ایشان را تحت تاثیر قرار نداد و وضع زندگی آیت الله بهجت همانگونه که قبل از مرجعیت بود، ادامه پیدا کرد. 
این محقق حوزه با اشاره به یکی از گفته های این مرجع بزرگ ادامه داد: آیت الله بهجت در فرمایشاتشان همیشه این نکته را متذکر می شدند که سعی کنیم در طول عمرمان به گونه ای عمل کنیم که در روز های آخر عمر انگشت به دهان نباشیم یا به عبارتی حسرت گذشته را نخوریم. 
وی در مورد جاذبه معنوی آیت الله بهجت گفت: ملاقات با آقا برای دوستان و آشنایان و مردم عادی جذابیت فوق العاده ای داشت به گونه ای که در برخی مجالس مثل مجالس روضه اهل بیت (ع) که ایشان می نشستند و صحبتی هم نمی کردند، ولی نگاه به ایشان همه را منقلب می کرد و احساس آرامش و سبکی به مردم دست می داد. 
حجت الاسلام فرحزاد با اشاره به ارادت خاص آیت الله بهجت به پیشگاه اهل بیت (ع) عنوان کرد: او سالیان متمادی هر روز هنگام نماز صبح به حرم حضرت معصومه (س) مشرف می شد و به عبادت می پرداخت و در حدود 60 سال مجالس روضه برای اهل بیت (ع) در منزلش برگزار می کرد که در این اواخر به دلیل کمبود جا به مسجد فاطمیه منتقل کرده بود. آقا به زیارت جامعه کبیره و زیارت عاشورا بسیار تاکید داشت؛ به طوری که حدود 70 سال هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام تلاوت می کرد. حجه الاسلام فرحزاد در مورد کسانی که برای حل مشکلاتشان خدمت آیت الله بهجت شرفیاب می شدند، افزود: افرادی که در مورد مشکلات جسمی خدمت آقا می رسیدند، او به آنها دو چیز را سفارش می کرد؛ اول آب زمزم و بعد تربت حضرت سیدالشهدا که مقداری از تربت را در آب زمزم بریزند و استفاده کنند. غیر از اینها، او ذکر صلوات را گره گشای همه امور می دانست و برای رفع غم ها و غصه ها ذکر لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم را توصیه می کرد.

سخنرانی درباره ذکر

در این پست مجموعه سخنرانی ها درباره ذکر را قرار می دهم

دانلود سخنرانی فاطمی نیا درباره ذکر 1

دانلود سخنرانی فاطمی نیا درباره ذکر2      حتما دانلود کنید



دانلود سخنرانی مرحوم دولابی درباره ذکر


سخنرانی ایت الله مصباح یزدی درباره ذکر


سخنرانی ایت الله دستغیب درباره ذکر و اسما الهی 1

سخنرانی ایت الله دستغیب درباره ذکر و اسما الهی 2


سخنرانی ایت الله دستغیب درباره ذکر و اسما الهی 3


احادیث درباره ذکر

 امام علی علیه السلام فرمودند:
إنَّ اللّه‏ تَعالى إذا أرادَ بِعَبدٍ خَیرا حالَ بَینَهُ وبَینَ ما یَکرَهُ ، ووَفَّقَهُ لِطاعَتِهِ ، وإذا أرادَ اللّه‏ بِعَبدٍ سوءا أغراهُ بِالدُّنیا وأنساهُ الآخِرَةَ ، وبَسَطَ لَهُ أمَلَهُ ، وعاقَهُ عَمّا فیهِ صَلاحُهُ؛
خداى متعال هر گاه خیر بنده‏اى را بخواهد ، میان او و آنچه ناخوش مى‏دارد ، حائل مى‏شود و او را به طاعت خودش موفّق مى‏دارد ؛ و خدا هر گاه براى بنده‏اى بدى اراده کند ، او را فریفته دنیا مى‏گرداند و آخرت را از یادش مى‏برد و آرزویش را دراز مى‏سازد و او را از آنچه صلاح او در آن است ، باز مى‏دارد.
بحار الأنوار، ج 33 ،ص 97

امام علی علیه السلام فرمودند :
إنَّ أنصَحَ النّاسِ لِنَفسِهِ أطوَعُهُم لِرَبِّهِ وأغَشُّهُم لِنَفسِهِ أعصاهُم لَهُ؛
به راستى خیراندیش ‏ترینِ مردم نسبت به خویش ، فرمان بردارترین ایشان از پروردگارش ، و خودفریب ‏ترین آنها ، نافرمان‏ ترین شان از خداست.
گزیده تحف العقول، ح 500061

امام سجاد علیه السّلام فرمودند:
قَدِّمُوا أمرَ اللّه و طاعَتَهُ و طاعَةَ مَن أوجَبَ اللّه طاعَتَهُ بَینَ یَدَیِ الاُمورِ ؛
فرمان خدا و طاعت او و طاعت كسى را كه طاعتش را واجب كرده است ، بر همه چیز مقدّم بدارید .
تحف العقول ، ص 254


بقیه احادیث در ادمه مطلب
ادامه مطلب

گنجشک و خدا


روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

حکایت عابد و مرغ

دوستان من عطار حکایت های زیبایی دارد یکی از این حکایت ها حکایت زیر است که من خلاصه ان را برای شما می گویم و داستان کامل را از زبان خود عطار بخوانید.
یک روز عابدی بود که 400 سال عبادت کرده بود ودرجات معنوی فراوانی رسیده بود و دائما خدا را عبادت می کرد و ذکر می گفت تا اینکه یک روز مرغی خوش صدا(البته این مرغ مثل است یا ..) را در کنار خود یافت ومدتی یاد خدا را فراموش کرد و سرگرم گوش دادن به صدای زیبای مرغ شد. و خداوند در دل اوندایی داد که ای بی معرفت این بود ادعای معرفتت بعد از 400 سال شوق ما اخرش ما را به یک صدای زیبا فروختی.


عابدی کز حق سعادت داشت او                      چار صد ساله عبادت داشت او
از میان خلق بیرون رفته بود                             راز زیر پرده با حق گفته بود
هم دمش حق بود و او هم‌دم بس است            گر نباشد او و دم، حق هم بس است
حایطی بودش درختی در میان                               بر درختش کرد مرغی آشیان
مرغ خوش الحان و خوش آواز بود                       زیر یک آواز او صد راز بود
یافت عابد از خوش آوازی او                           اندکی انسی بدمسازی او
حق سوی پیغامبر آن روزگار                            روی کرد و گفت، با آن مرد کار
می‌بباید گفت، کاخر ای عجب                      این همه طاعت بکردی روز و شب
سالها از شوق من می‌سوختی                    تا به مرغی آخرم بفروختی
گرچه بودی مرغ زیرک از کمال                       بانگ مرغی کردت آخر در جوال
من ترا بخریده و آموخته                                     تو ز نااهلی مرا بفروخته
من خریدار تو، تو بفروختیم                            ما وفاداری ز تو آموختیم
تو بدین ارزان فروشی هم مباش                    هم‌دمت ماییم، بی هم‌دم مباش
دیگری گفتش دلم پر آتش است                    زانک زاد و بود من جای خوش است
هست قصری زرنگار و دلگشای                   خلق را نظاره‌ی او جان فزای
عالمی شادی مرا حاصل ازو                         چون توانم برگرفتن دل ازو
شاه مرغانم در آن قصر بلند                    چون کشم آخر درین وادی گزند
شهریاری چون دهم کلی ز دست            چون کنم بی آن چنان قصری نشست
هیچ عاقل رفت از باغ ارم                            تا که بیند در سفر داغ و الم
گفت ای دون همت نامرد تو                      سگ نه گلخن چه خواهی کرد تو
گلخنست این جمله‌ی دنیای دون            قصر تو چندست ازین گلخن کنون
قصر تو گر خلد جنت آمدست            با اجل زندان محنت آمدست
گر نبودی مرگ را بر خلق دست            لایق افتادی درین منزل نشست 

ادما کلا سه دسته اند

« وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ كَیْدِی مَتِینٌ »
« و به آنان مهلت می دهم كه تدبیر من استوار است »
اعراف، آیه 183

مثال جالب زیر از حاج آقا قرائتی نقل شده :

آدمها سه دسته اند:
• عینک!
• ملحفه!
• فرش!

▩ وقتی یک لکه ی چایی بنشیند روی عینکت، "بلافاصله" زود آن را با "دستمال کاغذی" پاک می کنی!
▩ وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه، می گذاری "سر ماه" که لباس ها و ملحفه ها جمع شد، همه را با هم با "چنگ" (زمان قدیم!) می شویی!
▩ وقتی همان لکه بنشیند روی فرش، می گذاری "سر سال" ، با "دسته بیل" به جانش می افتی!!!

▣ خدا هم با بنده های مومنش مثل عینک رفتار می کند. بنده های پاک و زلالی که جایشان روی چشم است، تا خطا کردند، بلافاصله حالشان را می گیرد (و البته دردنیا و خفیف) ...
▣ دیگران را به موقعش تنبیه می کند آن هم با چنگ!!
▣ و آن گردن کلفت هایش را می گذارد تا چرک هایشان جمع شود! (قرآن کریم : ما به کافران مهلت می دهیم تا بر کفر خویش بیافزایند) و سر سال (یا قیامت، یا هم دنیا و هم قیامت) حسابی از شرمندگیشان در می آید!!!

منبع:http://webalpha.mihanblog.com/